
محمدحسین عادلی، دیپلمات باسابقه کشورمان در گفتوگویی تحلیلی با روزنامه «دنیای اقتصاد» با تاکید بر اینکه نباید از واژه «فروپاشی» برای تفاهمنامه اسلامآباد استفاده کرد، گفت که این سند، با وجود اجرا نشدن، همچنان از اعتبار حقوقی برخوردار است و میتواند در آینده به سود ایران مورد استناد قرار گیرد.
به گزارش روز نو او، سه عامل اصلی در متوقف شدن اجرای تفاهمنامه را برمیشمارد؛ متن نسبتا یکطرفه و به سود ایران که به گفته او حتی در آمریکا «تسلیم» تعبیر شده، نقش فعال اسرائیل و لابیهای آن در تخریب توافق و همچنین سردرگمی راهبردی واشنگتن میان دو رویکرد «تفاهم» و «فشار».
عادلی تاکید کرد که ترامپ در تقلای بیتابانهای به دنبال نوعی پیروزی و بیرون آمدن از مخمصه جنگ با ایران بوده و میخواهد یا به وسیله تفاهمنامه یا به وسیله زور و عملیات نظامی یا ترکیبی از هردو، آن هدف را به دست آورد.
این دیپلمات باسابقه در عین حال تاکید میکند دستیابی به توافقی پایدار تنها در صورتی امکانپذیر است که آمریکا از نفوذ سیاستهای اسرائیل فاصله بگیرد و نگاه چهار دهه گذشته خود را به ایران مورد بازنگری قرار دهد.
او در بخش دیگری از این گفتوگو، با اشاره به اهمیت راهبردی تنگه هرمز هشدار میدهد که ارزش ژئوپلیتیک این آبراه بیش از آنکه یک واقعیت ثابت باشد، به نحوه مدیریت و سیاستگذاری ایران وابسته است و تداوم بحرانها میتواند کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی را به سمت توسعه مسیرهای جایگزین سوق دهد.
به نظر شما علت اصلی فروپاشی تفاهمنامه اسلامآباد بین ایران و آمریکا چه بود؟ کدام یک از علل یا سلسله عواملی، چون ضعف متن، بیاعتمادی طرفین به یکدیگر یا تغییر محاسبات را در این میان دخیل و در عین حال موثرتر میبینید؟
ابتدا اجازه بدهید از واژه فروپاشی برای تفاهمنامه استفاده نکنم.
چون اگر چه به آن عمل نشده و نمیشود، ولی با توجه به اعتبار حقوقی امضای آن توسط رئیسجمهور آمریکا و رئیسجمهور ایران میتواند همچنان به عنوان سندی مهم برای هرگونه موضعگیری آینده به نفع ایران مورد استفاده قرار گیرد.
اما در مورد علت نقض تفاهم نامه از جمله سه دلیل را میتوان عنوان کرد؛ نخست، متن نسبتا یکطرفه به سود ایران، دوم نفوذ و دسیسههای اسرائیل برای فروپاشی تفاهمنامه و سوم سردرگمی واشنگتن در راهبرد خود در قبال ایران.
در مورد متن و محتوای تفاهمنامه باید توجه داشت که این متن به گونهای تدوین شده که توانسته به شیوه مناسبی بسیاری از مسائل مهم مورد نظر ایران را مورد توجه قرار دهد. متن در واقع نسبتا یکطرفه بود که موجبات سرافکندگی دونالد ترامپ را فراهم کرده بود.
تحلیلگران بسیاری در آمریکا، متن را تسلیم بدون، چون و چرای آمریکا نامیده بودند. در این متن آمریکا ۹ بار تعهد داده بود که برخی اقدامات را انجام دهد.
در تاریخ دیده نشده که یک ابر قدرت زیر بار چنین متنی رفته باشد. دوم، با توجه به اینکه اسرائیل به شدت مخالف این تفاهمنامه بود، از ابتدا تمام نیروی خود را به کار گرفت که جلوی امضای آن را بگیرد.
اسرائیل تا جایی که توانست علیه مذاکرهکننده جدید آمریکا یعنی جیدی ونس موضعگیری کرد و جوسازیهایی را نیز علیه جرد کوشنر و استیو ویتکاف انجام داد.
اما وقتی که دید توفیقی نداشته و تفاهمنامه امضا شده، اسرائیل و موساد تمام توان خود را به کار گرفتند که این تفاهم اجرایی نشود.
برای این کار به صورت سازمان یافتهای علیه بندهای تفاهمنامه جوسازی کردند و اجرای تفاهمنامه را مساوی با تسلیم دانستند.
گروهی از تندروها، اصل تفاهم با ایران را هم زیر سوال بردند و استدلال کردند که تنها راه موفقیت با ایران کوبیدن و حذف نظام موجود ایران است.
در این رابطه ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا در گفتوگویی در فضای مجازی علنا اسرائیل را به دادن پول برای برهم زدن امضای تفاهمنامه متهم کرده و شواهد مشخصی را اعلام کرده است.
اسرائیل بلافاصله پس از امضای تفاهمنامه با استفاده از ابزار بسیار قوی رسانههای وابسته به خود بهویژه در آمریکا علیه ترامپ فضاسازی کرد و تحت عنوان اینکه امتیازات زیادی به ایران داد شده، او را ترغیب به نقض آن کرد.
در این بین، اسرائیل که از بند اول تفاهم در مورد موفقیت ایران در گنجاندن لبنان به شدت عصبانی بود، به بمباران لبنان ادامه داد تا نقض تفاهمنامه از ابتدا صورت گیرد و ایران را تحریک به نقض تفاهمنامه کرده و وادار به عملیات نظامی کند.
سپس ترامپ با استفاده از بهانه هدف قرار گرفتن چند کشتی باری و نفتی توسط ایران فرصت را مغتنم شمرد و برای پس گرفتن برخی از امتیازاتی که به ایران داده بود، وارد عمل شد. این کار میتوانست صدای طرفداران اسرائیل را در آمریکا آرامتر کرده و آنها را راضی کند.
وقتی چند نوبت عملیات نظامی متقابل بین ایران و آمریکا صورت گرفت، به تدریج مواد تفاهمنامه یک به یک زیر سوال رفت و کار به شرایط امروزی رسید.