
ماجرا از مراسم اخیر حرم مطهر رضوی آغاز شد؛ جایی که در بخشی از برنامه، گروهی از حاضران شعارهایی علیه تیم مذاکرهکننده سر دادند. مهدی رسولی، اما با قطع آن فضا، شعار «حیدر، حیدر» را جایگزین کرد تا مجلس به مسیر اصلی خود بازگردد. همین چند ثانیه کافی بود تا از همان شب، موجی از حملات و تخریبها علیه او در فضای مجازی آغاز شود.
به گزارش روز نو واقعیت این است که رسولی نه سخن سیاسی گفت، نه از مذاکره دفاع کرد و نه موضعی خلاف اصول نظام گرفت. او تنها اجازه نداد مجلس عزاداری رهبر شهید به میدان تسویهحسابهای سیاسی تبدیل شود. حفظ حرمت مجلس عزاداری، نه جرم است و نه خیانت؛ بلکه احترام به همان جایگاهی است که همه مدعی دفاع از آن هستند.
اما سؤال اینجاست؛ این گروه تندرو دقیقاً به دنبال چیست؟ چرا هر بار که فرصتی پیش میآید، به جای تقویت وحدت، پروژه تخریب نیروهای خودی را کلید میزند؟ امروز نوبت مهدی رسولی است، دیروز نوبت فردی دیگر بود و فردا هم احتمالاً چهرهای دیگر هدف قرار خواهد گرفت.
نکته مهمتر آن است که برخی چنان درباره تیم مذاکرهکننده سخن میگویند که گویی چند نفر، مستقل از حاکمیت و برخلاف سیاستهای کلان کشور تصمیم میگیرند. مگر سازوکار جمهوری اسلامی چنین است؟ مگر هیچ مذاکرهای بدون هماهنگی با سطوح عالی نظام و بررسی بند به بند در نهادهای مسئول پیش میرود؟
اگر کسی با اصل مذاکره یا شیوه آن مخالف است، باید بداند که تصمیمات کلان سیاست خارجی، محصول اراده یک فرد یا یک تیم نیست؛ بلکه در چارچوب تصمیمگیری نظام اتخاذ میشود. حمله به چند مذاکرهکننده، در عمل نادیده گرفتن همین سازوکار و تقلیل یک تصمیم ملی به دعوای چند نفره است.
آنچه بیش از هر چیز نگرانکننده است، عادی شدن تخریب نیروهای داخلی است. هر کس مطابق میل این گروه رفتار نکند، برچسب میخورد، متهم میشود و آماج حمله قرار میگیرد. این رفتار نه نشانه انقلابیگری است و نه کمکی به منافع کشور میکند؛ تنها شکاف داخلی را عمیقتر میکند و همان تصویری را میسازد که رسانههای معاند سالها در پی آن هستند.
شاید وقت آن رسیده باشد که برخی مدعیان انقلابیگری، به جای جستوجوی دشمن در میان نیروهای خودی، انرژی خود را صرف مقابله با دشمنان واقعی کشور کنند. تجربه نشان داده است که هیچ ملتی با تخریب سرمایههای داخلی، به پیروزی نرسیده است؛ آنچه ایران امروز بیش از هر چیز به آن نیاز دارد، عقلانیت، انسجام و پرهیز از افراطیگری است.