مذاکرات فرصت تنفس برای بازار نفت یا تلاش جدی برای پایان جنگ؟

فصل سرد در راه است و ذخایر نفتی کشورهای بزرگ مصرفکننده نفت، از جمله چین و آمریکا بهسرعت در حال مصرفشدن. این همان چند جمله سادهای است که ممکن است استراتژی جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران را به مذاکره تغییر داده باشد.
به گزارش روز نو مذاکرهای که البته همچنان با دیده تردید به آن نگریسته میشود و برخی اعتقاد دارند تفاهمنامه ۶۰روزه تنها فرصتی برای تنفس بازارهای نفت جهان است و ممکن است پس از آن دوباره جنگ و تنش تشدید شود. اما کارشناسان انرژی پس از امضای تفاهمنامه ۶۰روزه بین ایران و آمریکا چه سناریوهایی برای بازار نفت متصورند؟
نگرانی برای ذخایر استراتژیک نفت جهان
ایران و آمریکا در پایان خرداد امسال تفاهمنامه ۶۰روزهای امضا کردند که بر مبنای آن، انسداد تنگه هرمز و محاصره دریایی ایران برداشته شد و فرصت تنفسی برای بازارهای نفت جهان ایجاد کرد. جنگ بین آمریکا و اسرائیل و ایران که توانسته بود قیمت نفت را تا ۱۱۷ دلار صعودی کند با وقوع آتشبس قیمت را بین ۹۰ تا ۱۰۰ دلار رساند و با امضای تفاهمنامه ۶۰روزه بین ایران و آمریکا توانست بهای نفت را تا ابتدای کانال ۸۰ دلار به زیر بکشد. حال برخی همچنان به انگیزههای آمریکا برای امضای تفاهمنامه ۶۰روزه و مذاکره بهمنظور دستیابی به یک توافق جامع با دیده تردید نگاه میکنند و با اشاره به کاهش قابل توجه ذخایر استراتژیک نفت بزرگترین مصرفکنندگان جهان از جمله چین و آمریکا و در راه بودن فصل سرد میگویند که در واقع این تفاهمنامه فرصت تنفس ۶۰روزهای بوده است برای بازارهای نفت.
برخی دیگر در مقابل خوشبینانهتر به این تفاهمنامه نگاه میکنند و معتقد هستند دیگر جنگی درنخواهد گرفت. این موضوع حتی در مصاحبههای دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا هم دور از نظر رسانههای جهان نبوده است و اخیرا او گفته است: «ذخایر ما حدود چهار هفته دیگر تمام میشود. میدانید، ذخایر در سراسر جهان وجود دارد و ذخایر ما واقعا تمام میشد و زمانی خواهد رسید که شما قادر به تهیه آن نخواهید بود».
از آن سو آژانس بینالمللی انرژی درباره چالشهای پیشروی بازار نفت هشدار داده و اعلام کرده است بازار جهانی نفت در میانه یک معادله تاریخی گیر کرده است، بدترین شوک عرضه چند دهه اخیر در حال فروکشکردن است، اما ذخایر استراتژیک کشورها با سرعتی بیسابقه تحلیل میروند و بازگشت واقعی تعادل به سال آینده موکول شده است.
بر اساس این گزارش از اواخر فوریه ۲۰۲۶، بستهشدن تنگه هرمز موجی از اختلال را به بازار جهانی انرژی وارد کرد که آژانس بینالمللی انرژی آن را بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ مدرن نامید. ماه میاوج این بحران بود: تولید جهانی نفت به ۹۴.۵ میلیون بشکه در روز سقوط کرد؛ یعنی ۱۳.۶ میلیون بشکه کمتر از سطح پیش از درگیری. برای درک مقیاس این کاهش، کافی است بدانیم این رقم تقریبا برابر کل صادرات نفت عربستان سعودی، عراق و امارات با هم است. آژانس پیشبینی میکند عرضه جهانی در کل سال ۲۰۲۶ بهطور متوسط ۳.۹ میلیون بشکه در روز کاهش یابد و به ۱۰۲.۴ میلیون بشکه برسد؛ رقمی که در تاریخ معاصر بازار نفت بیسابقه است.
تفاهمنامه ایران و آمریکا فرصت تنفس برای بازار نفت؟
با این شرایط در ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ امضای تفاهم ۱۴ بندی میان ایران و آمریکا برای پایاندادن به جنگ اخیر اتفاق افتاد که براساس این توافق، دو طرف برای توقف درگیریها به یک چارچوب مشترک دست یافتهاند، اما در موضوعات کلیدی مانند آینده برنامه هستهای ایران و آزادسازی حدود ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران و... به مرحله دوم مذاکرات موکول شده است و در واکنش اولیه به این تحول، بازارهای جهانی به سمت آرامش نسبی حرکت کردند و در بازار نفت قیمتها از سقفهای قبلی فاصله گرفتند و همزمان در بازارهای دیگر مانند طلا هم عقبگرد قیمتها اتفاق افتاد.
با وجود این، هنوز تنشهای منطقهای بین اسرائیل و لبنان وجود دارد و هنوز نشانهای از ثبات پایدار در بازارها دیده نمیشود. در سطح بازار جهانی، نفت همچنان با محدودیت عرضه و کاهش ذخایر مواجه است و برآوردها نشان میدهد حتی اگر تولید جهانی حدود پنج میلیون بشکه در روز پیش از تقاضا افزایش پیدا کند، باز هم جبران کامل کاهش عرضه ناشی از جنگ و اختلالات اخیر زمانبر خواهد بود. از طرف دیگر وضعیت ذخایر استراتژیک نفت در سطح پایینی قرار دارد و دخایر آژانس بینالمللی انرژی به کمترین میزان از سال ۱۹۹۰ رسیده و ذخایر آمریکا نیز در پایینترین سطح ۴۳ سال گذشته قرار گرفته است.
در چنین فضایی، هرچند امضای تفاهمنامه توانسته تا حدی فشار روانی بازار را کاهش دهد، هنوز درگیریهای منطقه بین اسرائیل و لبنان ادامه دارد. در همین زمینه کارشناسان معتقدند وضعیت فعلی نفت بیش از هرچیز تحت تأثیر ریسکهای سیاسی و انتظارات ناشی از توافق یا عدم توافق در بازه ۶۰روزه قرار دارد و تا حدی بازار به این موضوع واکنش مثبت نشان داده و البته هر تنش میتواند رشد قیمتها را به دنبال داشته باشد.
از این گذشته، بازگشت ایران به بازار جهانی نفت در صورت توافق، فوری نخواهد بود و ممکن است چند ماه زمان ببرد تا تولید و صادرات به سطح قبلی برسد و در سناریوی مقابل یعنی تحقق دوباره تنشها، بازار میتواند بهسرعت وارد فاز افزایشی شود، زیرا هم سطح ذخایر جهانی نفت در وضعیت پایینی قرار دارد و هم ظرفیت مازاد تولید در بسیاری از کشورها محدود شده است و درنتیجه هرگونه اختلالی میتواند در قیمت نفت منعکس شود.
کارشناسان چه میگویند؟
وضعیت فعلی بازار نفت در شرایطی است که همزمان تحت تأثیر توافق ۶۰روزه ایران و آمریکا قرار گرفته و از طرف دیگر سناریوهای بازگشت تنشها همچنان پابرجاست؛ وضعیتی که باعث شده بازار نفت نوسانات قیمتی زیادی را تجربه کند و به تحولات سیاسی بیش از هر زمان دیگری وابسته باشد. در همین زمینه، حمید حسینی، کارشناس انرژی، درباره احتمال سناریوهای متفاوت قیمت نفت و تفاهمنامه ۶۰روزه ایران و آمریکا به «شرق» توضیح میدهد: اگر این تفاهمنامه به جایی نرسد، طی این دو ماه دوباره تنشها به سمت درگیری و جنگ میرود و بازار نفت با نوسان جدی مواجه خواهد شد و احتمال افزایش قیمتها وجود خواهد داشت.
تا پیش از امضای تفاهمنامه ۶۰روزه بین ایران و آمریکا، قیمت نفت در بازه حدود ۹۰ تا صد دلار نوسان داشته و حالا تا حدود ۷۴، ۷۵ دلار کاهش پیدا کرده است. این وضعیت نشان میدهد که بازار تا حدی سناریوی توافق را در قیمت نفت لحاظ کرده است. اما پس از افزایش تنشهای منطقهای چند روز گذشته، مانند تنش میان لبنان و اسرائیل، دوباره قیمتها تا ۸۰ دلار افزایش یافت که این مسئله بیانگر حساسیت بالای بازار به ریسکهای ژئوپلیتیک است.
حمید حسینی در ادامه میگوید: در صورت آغاز درگیری یا تشدید تنشها، بازگشت عرضه نفت به بازار نیز بهسرعت امکانپذیر نخواهد بود؛ به دلیل اینکه کشورها پس از کاهش تولید، به زمان نیاز دارند تا دوباره به سطح تولید قبلی برسند و ممکن است بازگشت تولید ایران به شرایط قبل، حدود دو ماه زمان ببرد؛ بنابراین انتظار افزایش فوری عرضه پس از تغییر شرایط چندان واقعبینانه نیست.
همچنین بخشی از ذخایر جهانی نفت در دوره اخیر مصرف شده و نگرانی کمبود عرضه میتواند باعث افزایش خرید احتیاطی از سوی پالایشگاهها و شرکتها شود و این موضوع به افزایش تقاضا و در نتیجه رشد قیمتها منجر میشود که بر این اساس، سه سناریوی اصلی را میتوان در نظر گرفت. سناریوی اول، یعنی توافق و بازگشت ایران به بازار جهانی نفت که منجر به افزایش عرضه میشود و این عمل بهصورت تدریجی رخ خواهد داد. در سناریوی دوم، یعنی عدم توافق بدون وقوع جنگ، یعنی وضعیت فعلی ادامه پیدا میکند و تحریمها باقی میماند و بازار احتمالا در حدود ۸۰ تا ۹۰ دلار نوسان خواهد داشت. سناریوی سوم یعنی تشدید درگیری و وقوع جنگ، باعث اختلال و ریسکهایی در جهش قیمتها میشود. در نهایت، بازار نفت در هر سه سناریوی ممکن بهشدت تحت تأثیر ریسکهای سیاسی قرار دارد و احتمال تداوم نوسانات بالا با توجه به شرایط موجود و وضعیت فعلی بازار انرژی وجود دارد.
مرتضی بهروزیفرد، دیگر کارشناس انرژی نیز به «شرق» میگوید: اسرائیل طبیعتا تمایل دارد توافقی انجام نشود و تفاهمنامه به نتیجه نرسد، اما تفاهمنامهای که شکل گرفته است، نشان میدهد در صورت بازگشت به توافق، با توجه به اینکه بخشی از ذخایر استراتژیک نفت مصرف شده و در عین حال نگرانیهای ژئوپلیتیکی همچنان وجود دارد، بازار واکنش نشان دهد و قیمتها در یک محدوده مشخص نوسان داشته باشد. در چنین شرایطی میتوان انتظار داشت قیمت نفت در بازه حدود ۷۰ تا ۸۰ دلار در چند ماه آینده باقی بماند؛ مگر اینکه شوکی جدی در بازار ایجاد شود و دوباره قیمتها تغییر کند. در صورتی که شرایط به سمت جنگ برود، بالطبع وضعیت کاملا متفاوت خواهد شد و قیمتها دوباره به سطوح بالاتر برمیگردد.
بااینحال، تجربههای تاریخی نشان داده که همیشه سناریوهای بسیار افراطی مانند جهشهای شدید قیمتی یا توقف کامل جریان نفت، لزوما اتفاق نمیافتد و حتی در بحرانهای گذشته مثل سال ۱۹۷۳ یا دورههای تنش نفتی نیز بازار جهانی با استفاده از ظرفیت تولید کشورهایی مانند عربستان و امارات و همچنین مسیرهای جایگزین، تا حدی توانسته خودش را مدیریت کند؛ بنابراین سناریوی بستهشدن کامل تنگه هرمز و توقف کامل صادرات نفت بیشتر سناریویی کماحتمال است.
در حال حاضر به نظر میرسد بخشی از مقامات ایرانی و همچنین طرف مقابل، تمایل به حل مسئله از مسیر توافق را دارند و حتی در داخل اسرائیل نیز نگاه یکدستی نسبت به ادامه تنش وجود ندارد و همین موضوع میتواند احتمال رسیدن به توافق را افزایش دهد؛ بنابراین در نهایت سناریوی محتملتر حرکت به سمت مدیریت تنش و شرایط بهبود بازار است؛ هرچند ریسکهای سیاسی همچنان در بازار باقی خواهد ماند.
از طرف دیگر، کشورهای اروپایی نیز در حال افزایش ذخایر نفتی خود هستند و بازار جهانی از نظر عرضه و تقاضا در وضعیت حساسی قرار دارد و اگر ایران دوباره به بازار جهانی نفت برگردد، تجربههای قبلی مثل برجام نشان داده که این بازگشت میتواند در بازهای چندماهه انجام شود و تولید به سطح قبلی برسد و ورود مجدد بازار نفت ایران میتواند با استقبال بازار روبهرو شود و قیمت نفت را تا حدودی جابهجا کند.
در ادامه از نظر محمدرضا پدیدار، کارشناس انرژی، در موضوع تفاهمنامه هنوز وارد مرحله تعهدات نشدهایم و این تفاهمنامه بیشتر در حد چارچوب اولیه است، بنابراین نمیتوان از منظر حقوقی به آن اتکا کرد. بااینحال بازار نفت به چنین مسائل ریز و حتی غیررسمیای هم حساسیت بالایی نشان داده است؛ همانطورکه در دورههای قبلی جنگ و تنشها دیدیم که بازار جهانی نفت ایران و بازار انرژی بهسرعت به اخبار واکنش نشان میدهند و این وضعیت ۶۰روزه پیشرو نیز قطعا از چنین حساسیتی برخوردار خواهد بود. او در گفتوگو با «شرق» توضیح میدهد: در سناریوی مقابل، یعنی افزایش تنشها و دورههایی که تنش افزایش پیدا میکند، بهطور طبیعی قیمت نفت بالا میرود و این موضوع روی هزینههای تولید و صادرات و نقل و انتقال انرژی هم اثر میگذارد.
در مقابل، اگر در همین بازه ۶۰روزه تنشها کاهش پیدا کند، این موضوع میتواند اثر مستقیمی بر آرامش بازار داشته باشد و باعث کاهش نسبی قیمتها شود. با توجه به موقعیت ژئوپلیتیکی ایران و نقش آن در تنگه هرمز و همچنین ارتباط غیرمستقیم با مسیرهای مهمی مانند بابالمندب، هرگونه تنشی میتواند اثر درخور توجهی بر بازار جهانی نفت داشته باشد. در صورت پیشرفتن سناریوی کاهش تنش، بازار به سمت ثبات بیشتری حرکت میکند و قیمتها تا حدی تعدیل میشوند که این موضوع در نهایت به بهبود شرایط اقتصادی کشور کمک میکند.
پدیدار در ادامه با تأکید بر تصمیمات کشورهای همسایه ایران درباره تولید و عرضه نفت، توضیح میدهد: سیاست کشورهای حاشیه خلیج فارس یا تصمیمات گروه اوپک درباره افزایش یا کاهش تولید میتواند جهت بازار را تغییر دهد. در برخی دورهها، کشورهای تولیدکننده در زمان جنگ یا بحران، تصمیمات متفاوتی گرفتند که بر عرضه جهانی تأثیر گذاشت. از طرف دیگر، حتی اگر قیمت نفت افزایش پیدا کند، این به معنای سود بدون هزینه نیست؛ چون ریسکهای بازار و هزینههای جانبی را بالا میبرد، آنهم در زمانی که اقتصاد جهانی گرفتار رکود است. از منظر ایران، این بازه ۶۰روزه میتواند فرصت مهمی باشد و اگر تنشها کاهش یابد، حجم صادرات میتواند جای بخشی از کاهش قیمت را جبران کند و این دوره را میتوان یک فرصت مهم اقتصادی دانست که هم بازار جهانی از نظر ثبات سود میبرد و هم ایران میتواند از فرصت بازگشت به بازار استفاده کند.